بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

516

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

همچو مردان ضعيف نگردد و بر كنارهء خم رحم دو فزونىست پست و پهن از راست و چپ نهاده آن را افزى الرحم خوانند بوقت مباشرت هر دو طرنجيده شوند و فم رحم بدان طرنجيدگى باستقبال منى بيشتر آيد و دهن باز كرده تا آن را فراگيرد و از مساس آلت تلذذ كنند و دوشيزگى كه آن را بكارت از غشاى رقيق بود كه در اصل بر منفذ فرج قريب فم رحم رسته است و در ميان آن غشاء محاذى فم رحم اندك متعدى بود كه تا فضلات حيضى اخراج يابد و پستان گوشتى بود غدوى و متخلخل در درون پوست و رگهاى بسيار از رحم بدان پيوسته باشد و فضلهء حيض در آبستنى بدان عروق به پستان آيد و طبيعت گوهر پستان آن را سفيد گرداند و شير سازد و چون تجويف رحم زنان دوست پستان ايشان هم بود دو تا و در هر حيوان عدد پستان بعدد تجويف رحم وى بود و بعدد بچه در شكم جهت تعدد آن تجويف بود در جملهء حيوانات و منفعت آلات مخصوصه نساء جهت توليد فرزند و پروردن و تلذذات ضروريه از ان واضح‌ترست حاجت به تقرير نباشد و اللّه اعلم و امّا امزجه مختلفه رحم بدانكه گرمى تن بلمسى داخل محل و حدث و گرمى حيض و طمث و سرخى يا زردى يا تيرگى آن و غلبهء موى درشت يا سياه بر عانه و محل رانها و قوت نبض و عظمى آن و گشادگى عروق تن و خشكى لب و رنگينى بول و خشكى براز و گشادگى نفس و غلبگى ميل خنكيها دليل گرمى مزاج بود و اضداد اين احوال بسفيدى مائل بودن حيض و تنگى قوام و يا سوداويت آن و بدى رنگ بشره و درازى پشت و سردى اسافل در غير سرما نشانه سردى رحم بود و رقيقى و بسيابى رطوبات در محل و اسقاط جنين در بزرگى دليل ترى مزاج رحم بود و ضد اين حالات و سبز رنگى و خشونت خارج محل علامت خشكى مزاج آن باشد و بر امزجه مركبه آن مركب اين احوال دال گردد و اللّه اعلم و امّا امراض مخصوصه بعورات و اسباب و علامات و معالجات آنها دشوار پذيرفتن حمل و بچه نگرفتن كه آن را عُقر گويند سبب اينها يا كمى منى زن بود يا كمى منى مرد يا كمى منى هر دو بدان جهت بتوليد جنين وفا نكند زيرا كه تكون اعضاى بچه باسرها از مادهء منى مرد و زن‌ست و يا فساد طبيعت منى بود چون غلبهء سردى يا گرمى يا سردى يا رقيقى يا غليظى يا غلبگى آن و يا خامى آن بود چون منى پير و كودك نورسيده تر مزاج و منى كثير الجماع و مست و يا فساد مزاج منى بود چون منى مردم سقيم و معتاد آن ببعض سموم و اشباه